نه این که زندگی من نبود و غریب برای شروع, اما این ویروس ناشی از انزوا ساخته شده است آن را plainer از همیشه که من تجربه کاملا هنجار.

چرا که ما در یک 900-یا-پس از فوت مربع کلبه با راجر مادر ما شده است بیش از حد بالا مراقب باشید در مورد آوردن هر چیزی در خانه به او. اما دور ماندن از انسان های دیگر معنا نیست که ما در حال تجربه هر چیزی شبیه به تنهایی.

هنگامی که رفیق قدیمی ایمیل فرستاده شده به تازگی بپرسید که چگونه من در نگه داشتن تا اینجا در وسط هیچ جا من تا به حال به خندیدن. او می دانست که ما “همه به تنهایی در خارج وجود دارد در کشور آرام” و ما امیدوار نبودند احساس بیش از حد جدا شده و یا بی حوصله است.

Ha!

در مارس من در نهایت در زمان تحویل راجر کریسمس در حال حاضر: دو نوزاد بز. آنها پیوست کوچک ما دو بزرگسالان گله از بی ثمر با شکوه مخلوق نامشخص و کلاریس بازنشسته لبنی بز است.

من آنها را به نام وستا و آنی به افتخار دو Koreshan matriarchs و حل و فصل آنها را به یک انبار پانل قلم در کنار جوجه.

آنها تا به حال یک سایه حیاط و بطور دنج قرار گرفتن انبار به خواب اما به سرعت تصمیم گرفت که آنها می خواهم نه با ما بود و ترجیح می دهند به توان محدود خود را خوب مرتب بز قلم. آنها همچنین تصمیم گرفت که رشد و بز در حال کشیدن. انسان آنها به سرعت به این نتیجه رسیدند راه بیشتر سرگرم کننده به طوری که آنها اویختن با ما به جای.

من نمی توانم تصور کنید که چگونه این امر رفته اند تا به حال ما نشده است در coronavirus حالت و قادر می شود با آنها به طور مداوم اما خوشبختانه این کار می کرد.

دختران در هیئت مدیره با خارج, خدا را شکر, اما در طول روز آنها می خواهند با ما تقریبا بدون وقفه صدای در بالای خود را کوچک ریه ها اگر آنها فکر می کنم ما در حال غرق آنها.

بی وقفه کنجکاو آنها ما را دنبال کنید همه جا skittering در اطراف مانند pinballs رقص بر روی هر چیزی که می خواهید آنها را نگه دارید (به عنوان به خوبی به عنوان برخی از چیزهایی که نمی خواهد): چرخ پاسیو مبلمان اتومبیل – حتی شما واقعا زمانی که من به اشتباه از زانو به علف هرز منداب.

خیلی خسته کننده انزوا. این بار به تنهایی در این کشور آرام شده بود اما هر چیزی – و من نمی خواهم که آن را به هر راه دیگر.

is.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

آموزش سئو