مهمان نظر: برخی از مشاوره برای همه کسانی که پدر و مادر در حال حاضر moonlighting به عنوان معلمان

نظر

با مدارس بسته شده, پدر و مادر, در حال کشف چگونه به چالش کشیدن آن را به فرزندان خود معلم است. اما وجود دارد یک درس ساده گرفتم از روز من در مدرسه ابتدایی که پدر و مادر می توانید هر روز که اطمینان حاصل شود آنها در حال انجام مناسب با کودکان خود را.

خواهر Killian من معلم کلاس اول بود مانند جادوگر خوب Glinda از جادوگر شهر از. او جوان بود, نوع, خوش بینانه, پر انرژی و بسیار ملایم. نه خیلی بیشتر شما می توانید بپرسید برای کسی که مسئول خود شش سال, از 9 به 3.

من به یاد داشته باشید که مایل به او لطفا با من کار می کنند و رفتار درست به آفتاب احساس از لبخند او.

Contrarily من میلرزد به یاد داشته باشید سال دیگر در مدرسه ابتدایی در اوایل دهه شصت با معلمان که بودند غرق کلاس های 50 و 60 دانش آموز (زمان baby boomers) جایگزین ورق کار و دیگر مشغول کار برای تعامل آموزشی ساخته شده است که به صورت بی پایان روز از خستگی.

اما نه کلاس اول, خواهر, Killian به ما آموخت به عنوان خوانده شده, به, چاپ, به, رنگ, برای خواندن نقشه ها به آواز خواندن و دعا کردن ساخت هر فعالیت سرگرم کننده با شور و شوق و عشق به کودکان.

بیشتر: ناهار مدرسه قهرمانان در جشن Lee County

بیشتر: Lee County معلم از سال است سامانتا Hower از مارینر بالا

با شکرگزاری, من تا به حال من و بعد فورا رفت واز به این معنا بود که من خیلی خوب در این مدرسه کسب و کار است. من تا به حال تنها صرف یک ترم در مهد کودک چون خانواده ما نقل مکان کرده بود در اواسط سال. اما من مادر و خواهر و برادر ایجاد چنین فضای پر جنب و جوش برای یادگیری و رقابت در خانواده ما که من به احتمال زیاد شروع کلاس اول با یک سطح از موفقیت 5 یا 6 ماه جلوتر از بقیه است.

آن را دلیل دیگری که خواهر Killian بیشتر با لبخند در جهت و به همین دلیل یک روز صبح پس از من برای اولین بار به طور معمول به پایان “اعداد” واگذاری و بیکار نشسته در میز من او به من یک جعبه چوبی و گفت: او تا به حال یک پروژه خاص برای من است.

این جعبه شامل چند ده براق فلش کارت هر کدام با یک کلمه درشت سیاه نامه.

“مطالعه تمام این کلمات David,” او گفت:, و اضافه کرد که زمانی که پسران و دختران دیگر شد و به پایان رسید با حساب او را بر من تماس بگیرید.

که غیر قابل مقاومت لبخند و این واقعیت است که صدا مانند راز ما ساخته شده من احساس بسیار ویژه.

مشتاق به انجام آنچه او پرسید: من کنده کردن کارت برای اولین بار با کلمه “سنت.” البته من می دانستم که آنچه در آن به معنای. اما خواهر گفت: برای مطالعه, بنابراین من آن را سخت را برای در حالی که کمی طولانی تر قبل از رفتن به بعدی.

همه آنها آشنا: کلماتی مانند قافیه ترجیح می دهند جهت چشم پوشی است. چیزی که من هرگز از شنیده می شود. من را از طریق رفت عرشه مرتبا از دو یا سه بار که من نمیفهمد شد بیش از اندازه کافی به آنها را مطالعه. فقط یکی دیگر از وظایف من در بر داشت آسان در درجه اول.

هنگامی که خواهر Killian جمع آوری کرده بود تمام حسابی مقالات از دانش آموزان دیگر او winked در جهت ساخته شده و سپس یک اطلاعیه چیزی شبیه به: “دیوید یک سورپرایز ویژه برای ما دختران و پسران. از شما خواهش ایستاده دیوید؟”

من نمی تواند کمک کند لبخند بر لب. من می تواند مورد استفاده قرار گیرد به این فکر کردم.

“املا ‘سنت’,” او گفت:.

اوه.طلسم ؟ خوب, من می خواهم آن را امتحان کنید:

“S…a…t…e?”

“بیایید سعی کنید یکی دیگر از دیوید. وقت خود را. املا ‘چشم پوشی است.'”

من در زمان یک نفس عمیق بکشید.

“E…n…o…r…?”

“خوب,” او گفت:. “خوب امتحان کنید, David. نبود که خوب امتحان کلاس؟”

من نشستم احساس من چهره خیط و پیت کردن. سپس من بدبختانه از طریق کارت به پیدا کردن سنت. مطمئن شوید که من می تواند آن املا در حال حاضر. من می توانستم املای همه آنها را تا به حال او توضیح داد که هدف این بود املایی. شاید او می خواهم اجازه دهید من دوباره سعی کنید. اما خواهر, در حال حاضر بدست کتاب دیگری که ما آماده به حرکت بر روی دین است.

بقیه روز من بود نا امید بیش از آنچه ممکن است. من لگد زدن خودم هر چند در نهایت متوجه شدم که این تقصیر من نیست. خواهر ساخته شده فرضیات نمی دهد جهت و اساسا شکست خورده در حال پاک کردن با یک فرد درس. برای او خالص خوبی آن واحد آموزش شکست و من هنوز هم رمیدن نیم قرن بعد.

آن را کاملا یک ضربه به اعتماد به نفس من بود و من مردد به شرکت در کلاس برای برخی از زمان. من هم شد دخترکم بیش از آماده سازی بیش از نگرانی که در زمان زمان طولانی برای غلبه بر.

یک نتیجه مثبت است درس من را از این قسمت برای خود من آموزش در مورد ساخت برخی با فراوان نمونه سوالات و خشک اجرا می شود که هر یک از دانش آموزان خود من بود و روشن در مورد آنچه هدف این بود که برای هر فعالیت.

و به تمام کسانی که پدر و مادر که فرزندان خود را معلمان در طول همه گیر نیست و به سادگی به انتساب با دستورالعمل قبل از اجازه دادن به زبان آموزان دفع کردن برای خود. در واقع نشان دادن آنچه شما می خواهید آنها را به انجام مدل سازی تلاوت رفتار و یا حل مشکل با یک مثال واقعی. این باعث می شود یک تفاوت بزرگ نه فقط برای امروز بلکه به طور بالقوه برای بقیه زندگی خود را.

(دیوید مک گراث می آموزد که زبان انگلیسی در FSW در پونتا گوردا است و نویسنده از جنوب SIDERS به تازگی تکمیل مجموعه ای از ستون ها در مورد زندگی در غرب. [email protected])

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de