متن کامل قانون برنامه ششم توسعه- اخبار سیاسی تسنیم

سلام توروخدا کمکم کنید خیلی به راهنماییتون نیاز دارم.من ۷ سال پیش بایه اقایی دوست بودم به مدت ۴ سال و ۳ سال باهاش رابطه جنسی داشتم چون قصدم ازدواج بود و سنم کم درکم پایین بود.بالاخره بعد از ۴ سال به دلایلی ازش جدا شدم اون اقام اواخر جدایی کامل عوض شد باید بگم عوضی شد با یه زن مطلقه بچه دار و خراب صیغه کرد بعدم عقدش کرد حتی خانوادشم الان ترکش کردن. میدونم باید مدیریت کرد رابطه رو. حال سوال اینجاست که چه وقت هایی باید به مرکز مشاوره در پاسداران مراجعه کرد و از خدمات ارائه شده استفاده برد؟ در حال حاضر، برادر خانمم هم به واسطه اینکه مادرخانمم سعی میکنه جای همه(از جمله برادر خانمم که 21 سالشه) حرف بزنه خیلی از خونه و صحبت کردن با مادرش فراریه… خانمم هم چون توی چند مورد که قبلا خودش به مادرشون اعتراض و انتقاد کردن و دیدن که مادرشون در واکنش به اعتراض یا سریع عاقّش کرده و یا روانه بیمارستان شده؛ جرات اعتراض نداره… پدرخانمم چون در سنین کودکی خیلی تنبیه شده، اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری ندار و چون مادر خانمم جور ایشون رو کشیده؛ رفتار مادرخانمم هم یه رفتار مردانه و همچنین پرخاشگر شده و در برابر بقیه جوری رفتار میکنه که انگار کسی داره بهش تعرض میکنه.

مشاوره ازدواج منطقه 10
میچیدم حداقل یکمی پیش میرفت انگیزه داشتم اما حالا هیچ انگیزه ای ندارم بعضی وقت ها یه ساعتی مثلا برای ورزش تعیین میکنم سرساعت که میشه یه بهانه ای برای خودم جورمیکنم ک ورزش نکنم برای همه کارهاهمینطوره.ازبچگی نمیتونستم خوب بادیگران حرف بزنم وارتباط برقرارکنم خیلی خجالتی وکم حرف بودم وضع مالیمون هم زیاد جالب نبود واسه همین ی جاهایی خیلی خجالت میکشیدم.الان نزدیک یه ساله خونه هستم نمیتونم ازخونه برم بیرون.یااگه برم حتما باید زنگ بزنم ب رفیقی یا دوستی همراهم باشه خجالت میکشم حرفمو بزنم همیشه حرفهامو تودلم نگه میدارم تودانشگاه هم ک بودم جاهایی ک جزوه ایی چیزی لازم داشتم اعتماد ب نفس اینکه ازیه خانوم جزوه روبگیرم نداشتم.چندوقتی هم هست هنذفری میزارم اهنگ شادگوش. سلام خدمت شمادوست عزیز احتمالا اعتماد به نفس شما پایینه و این حس شما رو اذیت میکنه و باعث میشه که انگیزتون هم از دست بدید. سلام خدمت شما دوست عزیز فرزند شما با بالشت احساس آرامش میکنه و اگر شما به اجبار بالشت رو از او بگیرید آرامشش از بین میره و ممکنه دچار اضطراب بشه. پدرخانمم در آن واحد هرآنچه که در محیط پیرامون اتفاق میفته رو میره و به خانمش میگه. سلام خسته نباشید،من فرزندی دارم یکسال و چهارماهههنگامی که میخواد بخوابه یک پاشو بالا میبره و بالشت رو توی دستاشم فشار میده،اگه بالشت رو ازش بگیرم نمیخوابه و گریا میکنه و خیلی هم مقاومت کنم میره پاشو بالا میبره و با دسته خالی زور میزنه اما نمیخوابه تا بالشت نباشه این کار رو از چند ماهگی انجام میده تو گهواره میذارم نمیخوابه بغلش میکنم نمیخوابه رو پاهام میخوابونمش نمیخوابه میاد پایین!

سریع جوابش رو میده و اصلا قبلش به حرفاشون فکر نمیکنن… الان از اون قضیه تقریبا۳ سال میگذره و من الان ۲۴ سالمه.خداروشکر تونستم باخودم کنار بیام و تو این ۳ سال همه ی تلاشمو کردم درس خوندم و موفق شدم الان ارشد دارم کار خوب دارم خواستگار خوبم دارم هفته بعد عقدمه.ولی چندتا مسئله عذابم میده اول اینکه فکر میکردم بکارتمو از دست دادم ولی با لطف خدا پزشکی قانونی و دکتر که رفتم گفتن سالمی و پردم حلقویه ومن برگه سلامت دارم.الان از رابطه داشتن بعد ازدواج خیلی میترسم از اینکه خون نمیاد و ممکنه نامزدم بهم شک کنه باید چیکار کنم شده کابوس هرشبم دوم اینکه وقتی با خواستگارم حرف میزنم عذاب وجدان نابودم میکنه اون تاحالا درباره گذشتم چیزی نپرسیده ولی اگه بپرسه باید چی بگم.تاجایی که میدونم رو دوستی حساسه.من خیلی دوسش دارم اونم دوسم داره.نمیخوام اعتمادشو نسبت به خودم از بین ببرم ازطرفی ابروی خانوادم و فامیلام خیلیییی واسم مهمه موندم بااین حس عذاب وجدان چجوری هفته بعد ازدواج کنم.دارم دیوونه میشم توروخدا کمکم کنین.راستی اینم بگم همش میترسم اون پسر قبلیه برام دردسر درست کنه یا ابرومو ببره بعدا اگه یوقت سرش به سنگ بخوره.الانم محل زندگیم جاییه که حداقل هفته دو ۳ بار از کنارش مثل غریبه ها رد میشم.ینی ممکنه بعدا اذیتم کنه؟

در مشاوره ازدواج چه می گویند
سلام من 5ماه پیش با یه آقا پسر24 دوست شدم دو هفته پیش گفت میخواد چند روز منو تنها بزاره منم باهاش بحثم شد بهش توهین کردم ایشونم منو از تلگرام بلاک کرد اگه میشه کمکم کنید که برش گردونم به رابطه ? منم خیلی سعی کردم که باهاشون صمیمی بشم ولی بدون اغراق میگم که پدر و مادرخانمم انگار هنوز توس سن 13-12 سالگی موندن و رفتارها و واکنشهاشون واقعا مثل یک انسا 53 ساله نیست… متاسفانه عمده اختلافات بین همسران، به این قسمت ارتباط داشته به خصوص اینکه یکی از طرفین از نظر جنسی هنوز بلوغ فکر پیدا نکرده است. سلام.من یه دختر ۱۷ ساله ام که امسال کنکور داره و هنوز نتونسته با مشکلات و فشارهایی که رو مغزشه کنار بیاد و بخواد به کنکور فکر کنه! انشاالله که جوان های ما با مراجعه به مشاوره ازدواج و دید باز و منطقی زندگی خود را آغاز نمایند و سالیان سال در کنار هم با آرامش زندگی کنند. گاها من خبر حالشو از دوستاش میگیرم که امروز از طرف دوستش شنیدم که گفت بهم گفته دیگه جوابتو ندم.و اینکه طرف من ی دوستی داره که خیلی بهش وابستس حتی بیشتر از خانوادش این دو باهم دعوا کردن و نتیجش عصبانیت و خشم طرف مقابلم و بی حالی و سردی تو رابطمون شده.من دوشب پیش ک بحثمون شدش فقط گفتم ک چرا دوباره باهاش اشتی نمیکنی که از این حالات بیای بیرون که اونم به این منظور گرفته که من رفیقشو مقصر همه چی گرفتمو باهام بحث کرد.طرف من ی مقدار زودجوشه و من کنار اومدم با این قضیه اما میترسم ک واقعا حرفاش جدی باشه و ازدواجمون بهم بخوره.

در اینجا بیشتر به بررسی وب سایت مشاوره ازدواج هروی.

آموزش سئو

ایندکسر